آتشورهرام عَدَن والا، آتش زرتشتیان یمن
آتشورهرام عَدَن والا، آتش زرتشتیان یمن
گردآوری و ترجمه از خسرو شهمردان: پارسیانهند
در کار بازگانی مردمانی بیباک و سرشار از استعداد هستند. ایشان در گذشته
سواحل دور از هند را در جستجوی راههای جدید بازرگانی کاویدهاند. آنها
در بسیاری از این سرزمینهای دور تجارتخانه و مراکز بازرگانی گوناگونی
برپا داشتهاند. یکی از این کانونهای بازرگانی که در یک دورهی زمانی
پایگاهی برای داد و ستد بازرگانان پارسی شده بود، بندر «عدن» در کشور یمن
واقع در نوار جنوبی شبهه جزیره عربستان است. زمانی «عدن» بهمانند بندر
«سنگاپور» به خواست انگلیسیها بندر آزاد بازرگانی شده بود. «عدن» مانند
یک پل بازرگانی دریای سرخ و کانال سوئز را به آبهای گرم خاور پیوند
میداد. این جایگاه عدن، چشمانداز بازرگانی خوبی را پیش روی بازرگانان
پارسی قرار داده و شوند آن شده بود تا بسیاری از ایشان راه بندر عدن را در
پیش گیرند.
کمکم شمار پارسیان در بندر عدن رو به فزونی نهاد، چنانکه در سال 1886م شمار آنها به 1300تن رسیده بود. ایشان در کنار ساخت مراکز بازرگانی و خانه و زندگی برای خود از ساخت دربمهر و نیایشگاه نیز غافل نبودند. از خیراندیشی خانواده «کاووسجی دینشاه» (:Cowasji Dinshaw) درمهر عدن ساخته و در روز انارام و اسفندماه 1886م آتشورهرام به همت دستوران در سینهی آن تختنشین شد. این آتش ورهرام در نزد پارسیان عدن به «آتشکده کاووسجی دینشاه عدن والا» نامور شد. خانواده «کاووسجی دینشاه» برای مسلمانانی هم که در بندر عدن برای پارسیان کار میکردند، مسجدی بنا کردند که به «مسجد کاووسجی» نامور شده بود. پارسیان در کنار برپایی آدریان، دخمهای نیز برای خود ساخته بودند که آثار این دخمه هنوز هم در حومهی بندر عدن مشهود است. چهلونه سال پس از ساخته شدن آدریان عدن والا، ساختمان آن فرسوده شد و رو به ویرانی نهاد. بازهم خانواده «کاووسجی دینشاه» کمر همت گماردند و ساختمان آتشورهرام را بازسازی کردند.
(ساختمان آتشورهرام عَدَن والا در بندر عدن، یمن جنوبی 1886 – 1976م)
دههی شصت میلادی همزمان است با جنگهای اعراب و اسرائیل، بسته شدن کانال سوئز، دوپاره شدن کشور یمن و ظهور رژیم کمونیستی بهسال 1967م در پارهی جنوبی این کشور. با برقراری رژیم کمونیستی ادامه کسب و بازرگانی برای پارسیان ناممکن شد. گروهی از ایشان به هند بازگشتند و گروهی راه انگلستان و کانادا را در پیش گرفتند. اما نکتهای بود که پارسیان را غمگین ساخته بود. رژیم کمونیستی مکانهای دینی آنان چون دخمه و آتشکده و حتی مسجد کاووسجی را مایملک دولتی اعلام کرده بود. دستوران پارسی در ابتدا تصمیم گرفتند که آتشورهرام عدن والا را به یک درمهر در ایران یا انگلستان انتقال دهند اما در نهایت قرار بر آن شد که آذر آتشکده را با خود به هند برگردانند. در این میان رژیم کمونیستی یمن جنوبی مرتب برای ایشان مانع تراشی میکرد، پارسیان دست به دامان وزارت خارجه هند و سپس نخستوزیر هند، خانم «ایندرا گاندی» شدند تا ایشان به نحوی بر رژیم چپگرای یمن فشار وارد کنند. حتی «چاوان»(:وزیر خارجه هند) در اجلاس غیر متعهدها بهطور مستقیم مساله انتقال آتشورهرام پارسیان یمن به هند را با زمامداران یمن جنوبی مطرح ساخت و آن را خواست دولت هند دانست. در نهایت رژیم کمونیستی یمنجنوبی به خواست دولت هند و پارسیان ساکن عدن تن در داد و به ایشان اجازه داد که آتشورهرام آتشکده عدن والا را با خود به هند ببرند.
این تصمیم شوند شادی و سرور پارسیان باقی مانده در عدن شد. ایشان با مشکلی دیگر نیز روبرو بودند و آن حمل آتشورهرام به سرزمین هند بود. در دستورات مذهبی بهویژه در کتاب «دینکردي حمل آتشورهرام با کشتی و بر روی گستره دریا توصیه نشده است، راه زمینی نیز بسیار دور و ناامن بود و لازمهی آن گذر از صحرای عربستان و شهرهای مقدس مسلمانان بود. پارسیان یمن پس از مشورت با «ژنرال سام مانکشاه» رئیسکل ستاد مشترک ارتش هندوستان که یک پارسی است، تصمیم جسورانهای گرفتند و آن حمل آتشورهرام با هواپیما از عدن به بمبئی بود. با هواپیمایی ملی هند در این باره تماس گرفته شد و آنها آمادگی خود را برای در اختیار گذاشتن یک پرواز چارتر به این منظور اعلام داشتند. شاید تا آن زمان هواپیمایی هند هرگز مسافری تا این حد ویژه نداشته است. برای آن پرواز، هواپیمایی ملی هند یک خلبان باسابقه زرتشتی را انتخاب کرد. گروه تعمیرات شرکت هواپیمایی هند زیر نظر یک مهندس زرتشتی شاغل در شرکت، بهنام «n.s.mistry» به طراحی و نسب یک محفظهی ویژه از جنس آلومنیوم در درون یک فروند هواپیمای بوئینگ 707 بهمنظور حمل بیخطر آتش پرداختند.
دیگر زمان آن فرا رسیده بود که آتش ورهرام و اندک شمار پارسیان باقی مانده در عدن بهسوی هند مراجعت کنند. جت ایرایندیا نیمهشب در فرودگاه عدن نشست. پارسیان و دستوران که چشم انتظار هواپیما بودند، بیدرنگ بدون آنکه موتورهای هواپیما را خاموش کنند، آتشورهرام را به فرودگاه رسانده، به هواپیما انتقال دادند. این ماجرا برای اولینبار در تاریخ هوانوردی ثبت شد که آتش زنده را با هواپیما حمل کردند. هواپیما چهار ساعت بعد مقارن هفت بامداد در فرودگاه بمبئی در میان هلهله و شادی گروه پارسیان و هندیهایی که برای پیشواز آتشورهرام آمده بودند، به زمین نشست.آتشورهرام را به وسیلهی یک اتوبوس از مسیر «بزرگراه پونه» به ساختمانی که برای آن در ناحیه «لوناوالا» ساخته بودند، انتقال دادند.
(آتشکده عَدَن والا در لوناوالای هندوستان)
پارسیان هند ساختمان جدید آتشورهرام در «لوناوالا» را به یاد آتشکدهی عدن، «عَدَن والا» نامور ساختند. چند روز پس از انتقال آتشورهرام به هندوستان و خروج پارسیان از بندر عدن، گروهی از متعصبین مذهبی به تحریک رژیم کمونیستی یمن جنوبی به ساختمان خالی آتشکده زرتشتیان یورش برده و آن را بکلی ویران ساختند...(1)
1: این جستار برگردانی است از انگلیسی به فارسی بر اساس نوشتاری پیرامون همین موضوع که در ویژه نامه سال نوی پارسی(نوروز) روزنامه «جام جمشید» به تاریخ یکشنبه 16 اوت 1998 در بمبئی به چاپ رسیده است.
بر گرفته ازhttp://01.mydvb5.org/t61955.htm
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 7:47 توسط atashkadah
|

نشود فاش کسی آنچه میان من و تست